به وب سایت http://ashegh-tanha.loxblog.com خوش آمدید

عـ ـ ـاشـ ـ ـق تنهــ ـ ــا

عـ ـ ـاشـ ـ ـق تنهــ ـ ــا

گفتي محبت کن برو ، باشد خدا حافظ ولي رفتم که تو باور کني دارم محبت ميکنم . . .

 

 سلام !  مگه نمیگم توجه داشته باشید ؟! اهااااااااااااااااااااای با تو هستم اونور و اینور چیه نگاه میکنی ؟!!

 

اهان خوب داشتم میگفتم .. اااااااااااا ادمستو در بیار خانوم دارم حرف میزنماا !!خب داشتم میگفتم ...ااااااا اقا این چه کاریه ؟!! خجالت بکش دستو از دماغت در بیار حالم به هم خورد ویییییییییییی اااااااا دست به وبلاگم نزن الوده میشه

 

خب داشتم میگفتم ای بابا شما مگه میزارید ادم حرفشو بزنه ؟!!! 

 

خوبه خوبه ! میگم میخواستم بگم که .......... لطفا سوال خصوصی از من نپرسید  کشتید منو هی سوال پشت سوال یکی رو جواب میدم سوال بعدی پرسیده میشه عجبا بیست سوالی راه انداختین ؟! برید پروفایلم رو بخونید همه چی نوشتم اگه سوالی داشتید باشه بپرسید ولی فقط اگه احساس کردم لازم بود جواب میدم اوکی دوستاا ؟!

 

خب حالا میتونی دوباره دستتو بکنی تو مماغت

تا اپ بعدی بای 

http://aks98.com/images/x7wadp95khp64uqgj5kj.gif

+ نوشته شده در 23 خرداد 1389(25بازدید ),ساعت 14:27 توسط نــ ـ ــوش آفــ ـ ــرین |

 سلام مجدد خدمت دوستام ( خیلی رسمیه مگه نه ؟! )

وااااای دلم  تنگ شده امتحاناتم تموم شد الان که تموم شده دلم میخواد بازم دوباره شروع بشه پاشم برم مدرسه دلم واسه بچه ها حسابی تنگیده همه چی تنگیده !!
من مدرسه میخواااام ...البته با بچه هاش !! بیشتر بچه ها که نمیخوان پیش انسانی رو بخونن  دلم واسشون یه زره شده ..پرینسس که نگو آخر روزی حال من بدبخت رو حسابی گرفت میگفت ای دی منو هک میکنه !!! نه یکی بلکه دو تا ا ای دی هامو میخواست هک کنه منم مرده بودم از ترس من ای دی هامو میخواااام ( اصلا من همه چی میخوااام) من یقه بچه ها رو گرفته بودم و میگفتم عروسی کردین اول منو دعوت میکنید !! نکردین دمار از روزگاترتون در میرام به زور همه که شده میام عروسیتون !!اونام از ترسشون میگفتن چشم تو هم دعوت کن ولی پول بلیت و ملیت و تلیت رو خودت حساب کن !!!( دلتون بسوزه دعوت نمکنم )
خلاصه روز اخرش با همه کوتاهیش تموم شد منم از تو اتوبوس شروع کردم اس ام اس پرونی : وای دلم براتون تنگ میشه و وای که چی میشه و چی نمیشه !! ( والله ندیدم که چیزی بشه )
اومدم خونه هم پریدم رو نت ببینم ای پرینسس خانوم ما ای دی منو هک کرده یا نه ؟! دیدم نه شکر خدا نکرد ه ! چشمم به جمالشون روشن این بچه ها نرسیده رفتن یاهو !؟؟؟!! خندم گرفته بود خلاصه من نهار نخورده و لباس عوض نکرده با دوستام چت کردم به وحش بابایی گفتم : تو که میگفتی من 3 روزه نخوابیدم و دارم از حال میریم و ضعف کردم و دارم غش میکنم و فشارم افتاده و پریده و نمیدونم چی و چی اینجا چیکار میکنی ؟!
چه قشنگ بعد نیم ساعت جوابمو داد : هیچی دلم واستون تنگیده بود اومدم یاهو چت کنیم ! ( این دیگه حسابی از سرش شلوغ بود)
نازی رو که میگفت شوهر هارو ردیف کن بیاد !! انگاری که همه خواستگارا توی جیب من منتظر هستن نازی امر کنه بیان بیرون ؟! خلاصه در هین چت با دوستا من از حال رفتم و از پذیرایی اومدم بیرون و ... دیگه هیچی رفتم لالا 
الانم دیدم خیلی وقته آپ نکردم اوlدم اینار و نوشتم شاید یکی بیاد دو سه کلمه ای بخونه و یاد روزی بیاد که آخرین روز مدرسه ش بوده ! و بگه :  ... ( ببخشید معذوریم من علم غیب ندارم بدونم چی میگه )
 
به خاطر این که چشای شاه پسر درد نکنه و بتونه بخونه فونت رو درشت کردم (پیریه و هزار تا درد بی درمون  خدا کنه این قسمت رو نتونه بخونه )
 

 

http://aks98.com/images/x7wadp95khp64uqgj5kj.gif

+ نوشته شده در 18 خرداد 1389(41بازدید ),ساعت 09:38 توسط نــ ـ ــوش آفــ ـ ــرین |

سلاااااااام 
خوبید ؟دلم واستون یه زره شده چطورید ؟؟؟؟  !!
چطوری وبلاگ خوشگلم ؟ با قالب جدید چطوری ؟؟ کیف میکنی آره ؟ حالا میبینی بقیه وبلاگ ها صف میکشن میان خواستگاریت !!!
 امتحاناتم هنوز تموم نشده فردا بازم امتحان دارم و هنوزم لای کتابمو هم باز نکردم اومدم پای نت وبلاگو آپ کنم تا صبح بیدارم بعدا میخونم 
موقع امتحانات من خیلی عجیب غریب میشم !!!
خب در مورد با امتحانات بزارید تعریف کنم چی شد !!
سر کلاس نشسته بودیم امتحان داشتیم مراقب ما آقای عینک بود خلاصه اون برگه های امتحان رو پخش میکرد که صدای اهنگ پخش شد 
منم با خودم گفتم موبایل کدومو دیونه ایه که سایلنت نیست ؟!!
ولی چیزی نگفتم اهنگه قشنگ بود منم میخواستم هماهنگ با اهنگ سرمو تکون بدم یه زره بندری برم که دیدم این آقا عینک بالا سرم ایستاده و داره چپ چپ نگای من بدبخت میکنه
میخواستم بگم : من موبایلم تو کمدمه !!!
ولی چیزی نگفتم بغل من پرینسس بود دیدم داره هی منو نگاه میکنه و میزنه زیر خنده 
تعجب کرده بودم چه خبره ؟!!!
نگو که خاک عالم من دیونه ام پی تریم تو جیبم بودهههههههه
سریع دست کردم تو جیبم ببندمش که بازم آقا عینک برگشت نگام کرد ایندفعه میخواستم بگم : دوست پسرم نیست ام پی تریه!!
ولی چیزی نگفتم پرنسس هم که  بدبخت غش کرده بود از خنده خب قیافه عصبانی عینک خیلی خنده دار شده بود !!!
این از این روز قبل که امتحان دیگه ای داشتیم من لب تاپم رو با خودم برده بودم مدرسه نمونه سوال با بچه ها تمرینم کنیم 
خلاصه وقتی سوار اتوبوس شدم داشتم اهنگ گوش میدادم که یه بچه اومد بغلم گفت : نوشی اهنگ سوسن خانوم داری ؟
: تو ام پی تری نه ولی تو لب تاپم اره دارم 
زوق کرد و گفت : من میخوااام 
سریع لب تاپ رو باز کردم و ویدیو سوسن خانوم رو که داشتم رو واسش باز کردم اونم صداشو زد تا آخر !!!!!!!!!
تو اتوبوسم فقط من بزرگ بودم بقیه همه بچه های ابتدایی بودن همه جمع شدن بالا سرم و شروع کردن به رقصیدن !!!
منم با تعجب داشتم نگاشون میکردم چه اداهاییی ؟؟؟ چه استعدادی داشتن به به چشمم روشن با چه نازی هم میگفتن نگو نمیشه !! نه نمیشه !!!  سوسن خانوم ابرو کمون .. 
چه میدونم والله خودم هم اهنگش حفظ نیستم !!!
ولی خیلی باحال بود بابا ماماناشون کجا بودن ببینن از استعداد دختراشون فیض ببرن !!!هههه 
از قضا اون روز تولد راننده بود ولی اصلا خوشش نیومد و تا از شر من خلاص بشه منو اولین نفر رسوند خونه !! 
مواظب خودتون باشید دزد ندزدتون 
فعلاا بااای 

 

http://aks98.com/images/x7wadp95khp64uqgj5kj.gif

+ نوشته شده در 09 خرداد 1389(29بازدید ),ساعت 05:55 توسط نــ ـ ــوش آفــ ـ ــرین |